مجله تفریحی فان دبلیو

دیپ وب و دارک وب,کتاب های نایاب,ترسناک,اسرار کشف نشده,اسرار کیهان,اجنه و شیاطین

داستان ترسناک آوای ناشناس | قسمت دوم

داستان ترسناک آوای ناشناس | قسمت دوم,داستان ترسناک آوای ناشناس,قسمت دوم داستان آوای ناشناس,آوای ناشناس,تمامی قسمت های آوای ناشناس,داستان آوای ناشناس

داستان ترسناک آوای ناشناس | قسمت دوم مجله آنلاین فان دبلیو   داستان ترسناک آوای ناشناس   قسمت دوم   ززززهراااااااااا………….. ززززهراااااااااا………… با شنیدن آن صدای مبهم، گویی قدرت شنوایی من خیلی حساس تر شده بود… خوشبختانه آن نجواهای آرام قطع شده بود. در همان لحظه پدرم خودش را رساند. چقدر خیالم راحت تر شده بود. با این حال، فکر و خیالات عجیب رهایم نکرد […]

داستان ترسناک آوای ناشناس | قسمت اول

داستان ترسناک آوای ناشناس | قسمت اول,داستان ترسناک آوای ناشناس,قسمت اول داستان آوای ناشناس,آوای ناشناس,تمامی قسمت های آوای ناشناس,داستان آوای ناشناس

داستان ترسناک آوای ناشناس | قسمت اول مجله آنلاین فان دبلیو داستان ترسناک آوای ناشناس قسمت اول ۱۵ ساله بودم…. دختر بزرگ خانواده. به گمانم؛ چیزی حدود ۲۵ سال پیش؛ یا کمی دورتر؛ اواخر فصل تابستان بود. فارغ از دردسرهای رفت و آمد به دبیرستان دیزان.. دنیا به کامم بود ولی از غروب خُلقم تنگ بود. دیر وقتِ آن شب؛ پدرم فانوس را از گَلِ […]

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت سوم

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت سوم,رمان ترسناک من یک قاتلم,رمان ترسناک,داستان ترسناک,تمامی قسمت های رمان من یک قاتلم,رمان بر اساس دیپ وب و دارک وب

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت سوم مجله آنلاین فان دبلیو     نگاهی به خودم تو اینه انداختم..واقعا ترسناک شده بودم و غیر قابل شناسایی…باید تله ها رو به کار مینداختم وگرنه کشتنش مزه نمیداد… …خوب حالا وقتش بود…برق کل خونه را قطع کردم که با داد صدام کرد و گفت:استیو چ اتفاقی داره میوفته؟بلند بلند و به دروغ گفتم:هیچی عزیزم […]

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت دوم

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت دوم,رمان ترسناک من یک قاتلم,رمان ترسناک,داستان ترسناک,تمامی قسمت های رمان من یک قاتلم,رمان بر اساس دیپ وب و دارک وب

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت دوم مجله آنلاین فان دبلیو من یک قاتلم (این پارت به دلیل داشتن صحنه های+۱۸به هیچ عنوان به افراد کم سن و سال توصیه نمیشود) بلاخره اون دختره اومد بهم گفته بود که اسمش کتنیسه…لباسامو مرتب کردمو به سمتش رفت…با لبخندی دستشو تو دستم گرفتم و گفتم:+اوه لیدی خوش اومدی…بفرمایید داخل.. لبخندی زد و خودشو توی […]

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت اول

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت اول,رمان ترسناک من یک قاتلم,رمان ترسناک,داستان ترسناک,تمامی قسمت های رمان من یک قاتلم,رمان بر اساس دیپ وب و دارک وب

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | قسمت اول مجله آنلاین فان دبلیو چشمامو رو هم گذاشتم و به روز کسالت بارم فکر کردم…امروز یک زن۵۵ساله رو به بدترین شکل کشته بودم و جسد تیکه تیکه شو جلوی سگ هام انداخته بودم اون هم فقط برای اینکه بهم تنه ای ناخواسته زده بود. من ادم خیلی عصبی بودم…خیلی خیلی عصبی…بهش تجاوز نکردم..خوب…اون هم سن […]

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | مقدمه

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | مقدمه,رمان ترسناک من یک قاتلم,رمان ترسناک,داستان ترسناک,تمامی قسمت های رمان من یک قاتلم,رمان بر اساس دیپ وب و دارک وب

رمان جنجالی و ترسناک من یک قاتلم | مقدمه مجله آنلاین فان دبلیو من یک قاتلم اسم من استیوه …من یک قاتلم…خوب…چیز عجیبیه نه!؟اینکه باور کنید که قاتل ها هم قلب دارند…احساسات دارند…ولی خوب…من هم انسانم ولی انسانی پست فطرت…کسی که روحش توی لجن فرو رفته و قلبشو تاریکی مطلقی فرا گرفته…کسی که خیلی وقته وجدانشو خفه کرده و اونو توی بدنش دفن کرده…کسی که […]

مجموعه داستان های ترسناک – سری جدید

مجموعه داستان های ترسناک - سری جدید,داستان های ترسناک,داستان ترسناک,داستان ترسناک ایرانی,مجموعه داستان های ترسناک,داستان ترسناک ایرانی,داستان ایرانی ترسناک

مجموعه داستان های ترسناک – سری جدید مجله آنلاین فان دبلیو   داستان اول: سلام من شیدا هستم و ۱۷ سالمه اتفاقی که برام افتاد رو تعریف میکنم نه به خاطر اینکه کسی باور کنه موجودات عجیب هم هستن بلکه چون با خوندن داستان های دیگه احساس تنها نبودن کردم و کمی آروم تر شدم. بگذریم… چند ماه پیش، اواسط اسفند ماه خواهرم که با […]

داستان ترسناک صورت قرمز

داستان ترسناک صورت قرمز,داستان ترسناک,داستان,داستان واقعی ترسناک,صورت قرمز,داستان وحشتناک,داستان وحشتناک واقعی,داستان ترسناک واقعی,ترسناکترین داستان جهان

داستان ترسناک صورت قرمز مجله آنلاین فان دبلیو مدتی که به پول نیاز داشتم تصمیم گرفتم که بعضی اوقات پرستاری بچه ها رو بکنم. یه روز یه زوج که دختر ۵ ساله ای داشتن با من تماس گرفتن و گفتند که برای امشب به پرستار نیاز داریم و من هم قبول کردم. اسم دختر اونا کیتی بود، مادر و پدر کیتی به من گفتن که […]

داستان ترسناک لطفا وبکم را خاموش نکن

داستان ترسناک لطفا وبکم را خاموش نکن,داستان ترسناک,داستان ترسناک واقعی,داستان خارجی ترسناک,داستان لطفا وبکم را خاموش نکن,ترسناک ترین داستان های واقعی جهان

داستان ترسناک لطفا وبکم را خاموش نکن مجله آنلاین فان دبلیو   تو عروسی برادرم باهاش اشنا شدم… یه دختر خیلی خوشگلو ناز بود اسمش لین بود… خیلی عاشقش شدم وقتی دیدمش یه حسه عجیبیو تو من زنده کرد… خلاصه چند روز باهم حرف زدیمو اشنا شدیم تا متوجه شدم باباش از رابطه ای که با من داره ناراضیه. باید میرفتم یه شهره دیگه برای […]

داستان ترسناک چشم ابلیس | قسمت دوم

داستان ترسناک چشم ابلیس | قسمت دوم,داستان ترسناک,داستان ترسناک چشم ابلیس,همه قسمت های داستان ترسناک چشم ابلیس,داستان وحشت انگیز,مجموعه داستان چشم ابلیس

داستان ترسناک چشم ابلیس | قسمت دوم مجله آنلاین فان دبلیو چشمامو باز کردم..یه گربه سیاه از کنارم رد شده بود.نانادی با لکنت:گ‌..گر.. ‌گربه بود. +فکر نمیکردم تو از گربه بترسی؟! _فکر نمیکردم گربه باشه +هی اونجارو نانادی به همون سمتی ک اشاره کردم نگاه میکرد.یه جسم شیشه ایه دایره ایه آبی رنگ … از همونا ک مامانبزرگمم جلوی آینه قدیمیش نصب کرده بود تا […]

داستان ترسناک چشم ابلیس | قسمت اول

داستان ترسناک چشم ابلیس | قسمت اول,داستان ترسناک,داستان ترسناک چشم ابلیس,همه قسمت های داستان ترسناک چشم ابلیس,داستان وحشت انگیز,مجموعه داستان چشم ابلیس,

داستان ترسناک چشم ابلیس | قسمت اول مجله آنلاین فان دبلیو   صدای به هم خوردن دندوناش پشت گوشم همون سمفونی تکراری رو مینواخت…خرچ خرچ…انگار ی چیز سفتیو بین دندوناش میفشرد.ولی بعد آروم میشد انگار ک لقمشو نرم کرده و کم کم صدای نفس نفس زدناش ک راحت میشد هرم نفساشو کنار گوشت حس کنی…کاملا واقعی این یه رویا نبود..ترکیبی بود از رویا و واقعیت.میتونست […]

داستان جدید ترسناک

داستان جدید ترسناک,داستان ترسناک,مجموعه داستان های ترسناک,مجموعه داستان های ترسناک ایرانی,داستان ترسناک ایرانی,داستان,داستان وحشتناک,داستان واقعی ترسناک

داستان جدید ترسناک مجله تفریحی فان دبلیو داستان اول: من محمد هستم ۱۶سالمه از اصفهان داستانی که میگم مال هفته قبل میشه بگذریم اون شب بابام اینا رفته بودن مسافرت و منم به دلایل شخصی نرفتم ساعت۱۲شب بود رخت خوابمو جلو کولر پهن کرده بودم و تلویزیون میدیدم یهو دماغم شروع به خون اومدن کرد رفتم جلو روشویی بعد۱۴دقیقه خون اومدن بند اومد داشتم خون […]

مجموعه داستان های ترسناک ایرانی

مجموعه داستان های ترسناک ایرانی.داستان ترسناک,مجموعه داستان های ترسناک,داستان ایرانی ترسناک,داستان جدید واقعی ترسناک,جدیدترین داستان های ترسناک ایرانی

مجموعه داستان های ترسناک ایرانی داستان ترسناک واقعی ایرانی,داستان ترسناک,مجموعه داستان های ترسناک,داستان ایرانی ترسناک,داستان جدید واقعی ترسناک,جدیدترین داستان های ترسناک ایرانی مجله تفریحی فان دبلیو داستان شماره یک: داستانی که تعریف میکنم کاملا واقعیه مربوط به زمانیه که سرباز بودم برای مرخصی عید داشتم به خونه میومدم که بین راه اتوبوسمون خراب شد و مجبور شدیم بمونیم تا درست بشه چند ساعتی رو تو […]

مجموعه جدیدترین داستان های ترسناک واقعی ایرانی

مجموعه داستان های ترسناک - ده داستان ترسناک واقعی ایرانی,مجموعه داستان های ترسناک,جدیدترین داستان های ترسناک ایرانی,داستان ترسناک,داستان ترسناک ایرانی

جدیدترین داستان های ترسناک مجموعه جدیدترین داستان های ترسناک واقعی ایرانی مجله تفریحی فان دبلیو داستان اول: سلام من ستایش هستم ۱۵ سالمه میخوام یکی از اتفاقاتی ک توی ۱۲ سالگیم افتاد رو بهتون بگم ما واسع عید و ۱۳ بدر رفته بودیم روستامون منو بابامو مامانمو و داداشم شبش رفتیم خونه دایی بزرگم موندیم پشت خونه‌ی داییم یه غاری هست که قدیما اونجا ساخته […]

داستان ترسناک واقعی

داستان ترسناک واقعی,داستان ترسناک,داستان ایرانی ترسناک,ارسال داستان ترسناک,داستان واقعی درباره جن و شیاطین,جدیدترین داستان ترسناک,داستان هیجان انگیز ترسی

داستان ترسناک واقعی وبسایت فان دبلیو داستان شماره یک: داستان من از خونع مادر بزرگم شروع میشع منو خواهرم عادت داریم پیش هم بخوابیم خونه مادربزرگم بودیم شب بود مامانم اینا رفتع بودن مهمونی منو خواهرم تنها بودیم ساعت ۱۲بود یع صدایی از طبقه بالا اومد«خونه مادرجونم ۲طبقس و قدیمی» خلاصه منو خواهرم بلندعد شدیم ارومم اروم سمتع در بیرون رفتیم خواهرم رنگش گچ شدع […]