مجله تفریحی فان دبلیو

دیپ وب و دارک وب,کتاب های نایاب,ترسناک,اسرار کشف نشده,اسرار کیهان,اجنه و شیاطین

داستان اصلی راپونزل(گیسوکمند) و نشانه های شیطان پرستی و ایلومیناتی

مجله آنلاین فان دبلیو

 

گیسوکمند یا راپونزل به گفته خوده دیزنی تو سال ۱۸۱۳ توسط یه نویسنده المانی نوشته شده بود که این فرد بعدها وارد دیزنی شدو تصمیم گرفتم انیمشنشو مثله بیشتر انیمشن و کارتونای دیگه تغییرش بدن.

داستان انیمیشن: پادشاه و ملکه توی کشور اقامت داشتن و ملکه بعد سالیان باردار میشه و در این دوران بارداری سخت مریض میشه که برای درمانش باید یه گلی رو بخوره که جادوگر همون گاتل برای جون شدن خودش ازش استفاده میکرد سرباز گلو برا ملکه میبرنو ملکه توسط چایی که براش با اون گل درست میشه اونو میخوره و مداوا میشه بعدش راپونزل با موهای طلایی بدنیا میاد که یه شب گاتل اونو میدزده و به قلطعه میبره تا برای جوان موندن ازش استفاده کنه.پسری به اسم یوجین که خلافکار بوده و قصد سرقت داشته وارد قلعه راپونزل میشه ولی راپونزل و یوجین طی مدت ها عاشق هم میشنو بعدش یوجین وقتی میاد تا راپونزلو با خودش ببره گاتل راپونزلو حبس کرد و خودش با یوجین رو به روشد که باهم جنگیدن و یوجین کشته شد ولی راپونزل با ریختن اشکاش و زدن موهاش با تیکه شیشه ای و ریختن اون روی یوجین باعث شد زنده بشه و اونا گاتلو شکست دادنو یوجین اونو با خودش به قصر برد و اونجا فهمیدن که پدر و مادر اصلیش پادشاه و ملکه بوده و یوجین و راپونزل ازدواج میکنن.
نسخه اصلی داستان: برعکس انیمیشن دوزوج فقیر که دکنار خونه جادوگری زندگی میکردن مادر راپونزل حامله میشه ولی به دلیل علاقه بسیار به گیاه راپونزل هر روز کنار پنجره راپونزلای جادوگر رو دید میزده یه شب پدرش دزدکی میره به باغچه و راپونزل میچینه و مادرش با اونا سالادی درست میکنه و از شوهرش میخواد دوباره اینکارو انجام بده اما این دفعه جادوگر تو باغچه منتظرش بود پس اونا باهم درگیر میشن و پدرش دلیل اینکارشو میگه جادوگر با مهربونی بهشون میگه اگه راپونزل میخوای باید بعد از اینکه بچه اتون به دنیا اومد اونو به من بدید تا من بزرگش کنم اونا هم هل شدنو جواب مثبت دادن.۲۰سال تو برجی در غرب جنگلی راپونزل بزرگ شد یه روز شاهزاده ی جوانی صدای اوزاشو شنید و اون قدر دنبال صدا رفت که متوجه قلعه شد اون قبلا دید که جادوگر برای بالا رفتن به راپونزل میگوید راپونزل موهاتو بنداز پایین وگرنه میدونی بدون اونا هم میتونم بیام بالا شاهزاده اینو گفت و موهای راپونزلو گرفتو اومد بالا اونا خیلی از هم خوششون اکند و باهم صحبت کردن و اشنا شدن و تو اولین قرار تصمیم سکس کردن شاهزاده شبانه پیش راپونزل میومد تا وقتی گوتل متوجه شد لباسای راپونزل براش تنگ شده و شکمش هر روز بزرگتر‌میشه اون میفهمه راپونزل حامله است پس اونو به کویری میبره و دوقلوهاشو اونجا به دنیا میاره و خودش با شاهزاده رو به رو میشه و اونو از پنجره قلعه پرت میکنه و شاهزاده کور میشه و راپونزل هم در جنگلی سرگردان مدتی زندگی میکنه و دنبال شاهزاده میگرده راپونزل بعد مدتی متوجه شاهزاده میشه و با اشکاش چشاشو مداوا میکنه اونا برای همیشه کنار هم زندگی کردن.

داستان اصلی راپونزل(گیسوکمند) و نشانه های شیطان پرستی و ایلومیناتی,نشانه های ایلومیناتی انیمیشن گیسوکمند,نشانه های شیطان پرستی انیمیشن گیسوکمند,راپونزل



لینک دانلود
حجم فایل